وادی اول (بخش یک)
به نام قدرت مطلق
لژیون شنبه
در تاریخ : 91.3.27
با موضوع : وادی اول (بخش یک)
و با استادی سرکار خانم حافظی برگزار شد.
سخنان استاد:
وادی ها مانند پله هایی هستند که باید آرام آرام از اولین پله شروع شوند تا به آخر برسند،وادی اول به نوعی اولین پله است که باید برای رسیدن به پله های بعدی از آن گذشت و در واقع پایه و اساس شروع حرکت است.
با تفکر ساختار آغاز می گردد و بدون تفکر آن چه هست رو به زوال می رود؛
تفکر یعنی حرکتی از یک مبدا به یک مقصد و باید دانست که تفکر یک حرکت ذهنی است و در واقع در ذهن از نقطه ای به نقطه دیگر می رسیم. تفکر خود می تواند یک مثلث باشد که اضلاع آن مبدا،مقصد و هدف می باشند پس برای تفکر هر سه اینها باید باشند.
از ساختار گفته شده است؛ ذراتی که با خواسته های مشترک یکدیگر را جذب می کنند و به دنبال یک هدف مشخص هستند یک ساختار را تشکیل می دهند و این ذرات می توانند هر چیزی باشند مثلا درون انسان ذرات نفس هستند که برای اهداف مشخص یکدیگر را جذب می کنند و این در دنیای بیرون هم وجود دارد ، ذرات برای رسیدن به خواسته ها ی خود در یک جهت حرکت می کنند و یک ساختار را تشکیل می دهند.
از کلمه آغاز که استفاده شده است به این خاطر می باشد که خود این کلمه یک قدرتی دارد و به عبارتی قدرت عمل را نشان می دهد .
حسی که مانع از تفکر می شود ترس است زیرا زمانی که فرد می ترسد گویی قدرت تفکر خود را از دست می دهد.
در ابتدای وادی از خلق شدن گفته می شود؛خلق شدن به معنی زایش و نوآوری است یعنی اگر به چیزی فکر کنیم می توانیم با حرکت درست آن را به وجود آوریم و در واقع ایجاد کردن یک چیز جدید است ، خلق کردن نشان می دهد که انسان نیرو و یا قدرت این را دارد چون ذره ای از وجود خداوند است می تواند خلق کند ولی به اندازه ی ذره ایی در مقابل اقیانوس ، از دیگر خصوصیات انسان شو شود است که باز هم ذره ای از وجود قدرت مطلق در انسان نهاده شده است ، انسان در ذهنش می تواند به شوشود برسد و به راحتی اتفاق می افتد ولی در دنیای بیرون باید چند پارامتر را در نظر داشته باشد مانند سپری شدن زمان،حرکت کردن و تمرین و تکرار ، و با این مولفه ها شو شود در دنیای بیرون هم برایش اتفاق می افتد و البته اول با تفکر آغاز می شود.
افکار با تفکر فرق دارد تفکر یک حرکت ذهنی است از یک مبداء به یک مقصد پس در اینجا نمی گوییم حرکتی است از مجهولاتی به معلومات و یا از مبداءهایی به مقصدها بلکه اشاره به یک جهت بودن آن دارد ، ولی افکار یک جهت نیستند پس مثلا اگر کسی در کنگره شروع به حرکت کرد باید هدف خود را مشخص نماید و در آن جهت حرکت کند که آن هم رهایی از اعتیاد است و دیگر کارهایش باید به گونه ایی باشد که او را در رسیدن به رهایی یاری دهد نه این که مانع شود زیرا برای رسیدن به خواسته ها باید از یک سری خواسته دیگر گذشت .
شاید در گذشته هم افکار وجود داشتند ولی چون آگاهی لازم نبود به راحتی وارد ذهنمان می شد ولی الان که آگاهی وجود دارد و می دانیم برای رسیدن به خواسته باید بر افکار غلبه کنیم و به گونه ایی مهارش نماییم و در یک جهت تفکر و بعد حرکت کنیم ، پس باید یاد بگیریم افکار را به سمت مثبت سوق دهیم و آن را تبدیل به فکر درست نماییم، برای رسیدن به تفکر واقعی باید به صورت تدریجی روی خودمان کار کنیم.
قدرت مطلق نیز برای خلق انسان و هستی تفکر کرد در صورتی که می توانست به یک چشم به هم زدن این کار را انجام دهد ولی زمان گذاشت و با تفکر آسمانها و زمین را آفرید، پس برای انجام هر کاری ابتدا باید تفکر کرد و اگر دقت کنیم متوجه می شویم هر کاری که درست انجام می شود پشتش یک تفکر بوده و کارهایی که عاقبت خوبی ندارند بدون تفکر آغاز شده اند.
پس انسان برای رسیدن به خواسته های خود ابتدا باید تفکر کند و در ادامه سه نیروی،القاء ،احیاء و تحرک به او کمک می نمایند؛ القاء هم از طریق آموزش دادن اتفاق می افتد و هم با حس، زمانی که به کسی چیزی می آموزیم در واقع القاء می کنیم و زمانی هم که حس خوب یا بد ما به کسی انتقال می یابد باز هم القاء صورت گرفته است و هر چیزی در هستی در حال آموزش دادن است و انسان از همه چیز می تواند درس بگیرد.
احیاء یعنی زنده شدن ،متولد شدن که نمونه ای از آن را در کنگره 60 داریم ، همان رهایی از دام اعتیاد می باشد که به گونه ایی تولد دوباره است.
و تحرک، یعنی حرکت کردن ، هستی و همه چیز در آن در حال حرکت می باشند زیرا خداوند از امواج متراکم هستی را بنا کرده است.
ادامه دارد...
دبیر :خانم الهه
ما همه برای خدمت و آموزش پا به حیات نهاده ایم . ابتدا ،آموزش سپس خدمت درست ،انجام بدهیم.